محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

17

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

خود قرار گرفت و اين در حالى بود كه او تصميم آن نداشت تا به هر صورت از برادرزاده خود دست يارى بردارد ، هر چند با سختيهاى فراوانى مواجه شود ، چه اين كه شيخ بطحا و فرزند عبد المطلب هر چيزى را در راه مردانگى و همت خويش [ و بلكه به عقيده صحيحتر در راه ايمان قلبى و ] عزم و اراده هاشمى خود تحمّل مىكرد . اين برخورد مشركان ابو لهب را - هر چند موقتا و هر چند از روى دلسوزى و مهر و عاطفه - به برادرش نزديك كرد و بدين سبب او بر قريش خشمگين شد كه شيخ بنى هاشم را در حرج قرار داده و وضعيّت را بر او مشكل ساخته است . بويژه اين خشم ابو لهب از آن جهت تشديد مىشد كه وى دوست داشت ابو طالب آن‌گونه كه محمد ( ص ) را در حمايت خويش گرفته به خواهرزادهء او ابو سلمه نيز پناهندگى بدهد [ و سرانجام نيز وى او را پناهندگى داد و آن هنگام كه ] به وى گفتند : « تو پسر برادرت محمد ( ص ) را در كنف حمايت خود گرفته‌اى ، [ اين به هر حال ، ] اما تو را با آن مرد ديگر [ ابو سلمه ] چه كار كه از فرزند او حمايت كنى ؟ » ، ابو طالب پاسخ داد : « او از من پناه خواسته و نيز او پسر خواهر من است و اگر من از خواهرزادهء خويش حمايت نكنم از برادرزادهء خود نيز حمايت نخواهم كرد » . « 4 » به هر حال ، غيرت ابو لهب به سبب شدت سختگيرى مشركان با برادرش برانگيخته شد و به همين سبب با حالى تهديدآميز خطاب به آنان گفت : « اى جماعت قريش ، فراوان بر اين شيخ سخت گرفته‌ايد و اين در حالى است كه هنوز همه شما بر سر به دست آوردن پناهندگى او از ميان همهء افراد و سران قوم - با يكديگر به رقابت و جدال مىپردازيد . به خداوند سوگند ، از اين كار دست

--> ( 4 ) - البته در چنين رواياتى و اصولا آن دسته از رواياتى كه حاكى از عاطفى بودن حمايت ابو طالب از رسول خدا ( ص ) يا حاكى از شرك او و يا حاكى از برابرى ديگران با او در داشتن چنين احساس وظيفهء عاطفى و يا ناظر به تفسير آياتى از قرآن با انطباق بر او و يا دال بر فضيلتهايى به سان فضايل او براى سران مشركى است كه تنها براى حفظ جان خود اسلام آوردند جاى ترديد و تأمّل فراوان وجود دارد . م .